صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 74
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
اصالت وجود ، وحدت ، كثرت و . . . را در بر دارد ؛ صائن الدين در خلال اين مباحث ، به بررسى آراى فلاسفهء مشّائى و اشراقى مىپردازد و بيشتر مسائل را موافق مكتب ابن عربى اثبات مىكند . در يك نگاه كلى بايد گفت صائن الدين عقل محض و فلسفهء مشاء را بدون امداد الهى قابل اعتماد نمىداند ؛ به همين جهت ، فلسفهء مورد توجه او حكمت اشراق است . رد پاى اين فلسفه را هم در عقايد حروفى او مىتوان ديد و هم در نظريات عرفانىاش آميزههايى از آن را مىتوان يافت . اين نكته در اثرگذارى صائن الدين بر ظهور مكاتب فكرى بعد از او ، داراى اهميت است ؛ بخصوص كه خود نيز مكررا به ارزش نورافشانى وحى بر قلمرو عقل و حكمت تأكيد مىكند : « عقل ، نورى است كه در اندرون آدمى پيدا مىشود كه تمييز هر چيزى مىكند . . . نور عقل بىآنكه نور آفتاب نبوت با او يار شود ، يا نورى كه قائم مقام نور نبوت باشد ، اين كار تمييز از او نيايد ؛ چه همچنانچه خورشيد ، آفتاب عالم كون است ، حقيقت محمد ، آفتاب عالم وجود و مراتب آن است كه بىاستعانت و يارى او هيچ دانايى و تمييز تمام نشود . . . از اينجاست كه اطفال چون از مرتبهء حيوانى درگذشتند و آثار ظهور عقل و تمييز در ايشان پيدا شد ، شرع كه صورت نبوت است ، بر او واجب مىگرداند كه ظاهر و باطن خود را به صورت عبادت منور گرداند تا عقل از كار خود بىكار نماند . » « 1 » « . . . اگر كسى را توفيق ربّانى ، دستگيرى كند و اكتساب علوم الهى را به مجرد اين آلات ادراكى عقلى معترض نگردد و بناى استحصال آن را بر حسن متابعت حضرت رسالت پناه ختمى نهد و از ميامن مقاربت او و اشراق آفتاب معارف مآب ختمى توقع امداد كند ، از فهم امثال اين حقايق دور نخواهد بود . آفتابى ببايد انجم سوز * به چراغ تو شب نگردد روز چه ، تعلم اين نوع علوم از مكتب عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ صورت تواند بست و تحقيق اصول آن از لوح لطائف روح ؛ وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا توان دانست . » « 2 »
--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 128 - 129 . ( 2 ) . همان ، ص 99 - 100 .